اخبار

وقتی از خیابان محمدشهر انتهای خیابان گلستانک وارد خیابان اصفهانی ها می شوی، در ابتدای کوچه ساختمانی با تابلوی «کهریزک» جلب توجه می کند که مأمنی گرم و آرام برای زنان ، مردان و کودکان متفاوت است.

اغلب ما وقتی درخیابان، پارک، مغازه و هرجایی از این شهر درندشت با آدمی که ناتوانی جسمی دارد یا چهره اش از عارضه ای دگرگون شده، روبه رو می شویم، یا سرخود را به کلی برمی‌گردانیم و خودمان را مشغول نشان می دهیم یا گاهی اوقات مکث می‌کنیم و با تأسف سری تکان می‌دهیم و یا در دلمان شفای عاجلش را از خداوند طلب می کنیم و همه ی این ها با دلسوزی برای خانواده ای که چنین فرزند یا فرزندانی دارد، همراه است.

ساختمان یاس در کهریزک مامنی است برای چنین افرادی که اغلب سن شان بالای ١۵سال است و به حکم قضا و قدر الهی از معلولیت های جسمی و عقب ماندگی ذهنی رنج می برند، اینجا را خانه ای امن و آرام دیده اند تا در کنار هم سبک و گونه ای دیگر از زندگی را تمرین کنند.

مهر و عشق در ساختمان یاس موج می زند؛دور هم بودن برای هوای هم داشتن و فرار از محبت های ناداشته ای که می توان چشمه هایی از آن را اینجا یافت.

در غیاب پدر و مادرانی که اغلب سالی یک بار هم به فرزندانشان آن هم به دلیل اینکه عقب مانده ذهنی هستند، سری نمی زنند، اهالی این خانه بخوبی خلاء والدین را پر کرده اند و دور هم هستند و شاید بتوان گفت که چشمان بسیاری از این افراد دیگر به در خیره نیست که «بابا و مامان» را ببینند و در آغوش شان کشند!

در این مرکز دختران و زنانی که اغلب دچار معلولیت های جسمی و نخاعی نیز هستند، نگهداری می شوند و سرپناهی گرم و امن برای آنان هستند تا به جای آنکه خیابانی شوند، به خانه ای پر از مهر بیایند و در کنار بهیاران و مربیان نوعی از زندگی مادر و دختری را تجربه کنند.

پذیرش، نگهداری و پرورش همراه با ارائه خدمات گوناگون از قبیل دارویی – بهداشتی، کاردرمانی، فیزیوتراپی، ورزش و تغذیه برای افراد ساکن در ساختمان یاس که از مهر مادری و دستان پدری و خانواده محروم هستند، کاری قابل ستایش و احترام است که در کهریزک انجام می شود.

در بازدیدی که به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) به همراه مدیر مسئول نشریه از سالن های محل نگهداری و زندگی این افراد داشتیم، گرچه احساس ناراحتی و تاثر بر وجودمان مستولی گشت اما از اینکه مشاهده کردم که این افراد که برخی از آنها  بی پناه و مظلوم این چنین از سوی مدیران و کارکنان این مرکز مورد توجه واقع می شوند، احساس خوشایندی داشتم؛ دختران و زنانی که حالا نه فقط خورد و خوراک مناسب و جای خواب خوب دارند، بلکه برخی از آنها با توانایی ها و مهارت هایشان متحیرم کردند؛

با خانم زنگنه  دختر 40 ساله ای که دارای معلولیت جسمی ضایعه نخاعی است ؛دختری خوش قلب و مهربان که آرزو دارد برای معلولان جامعه امنیت و آرامش برقرار بشود.مصاحبه کردیم.

خانم زنگنه طرز رفتار و تعامل کارکنان این مرکز را ستودنی عنوان کرد و گفت:همه عوامل کهریزک دارای شان انسانی و رفتاری مودبانه هستند و کارشان را به خوبی انجام می دهند در اینجا لازم است از مسئولین کهریزک به خاطر زحماتی که برای درمان من و دیگر هم نوعانم انجام می دهند تشکر کنم.

او می گوید معلولان در جامعه مشکلات زیادی دارند که امیدواریم در آینده حمایت کنند و بار روانی را از دوش معلولان جامعه کم کنند. وی اشاره ای به روز جهانی معلول در 12 آذرماه کرد و گفت هرساله برای ما جشنی تدارک دیده می شود که من شخصا زیاد با این متد و روش موافق نیستم و آن را نمی پسندم انتظار داریم بجای اینکه بگویند روز معلول مبارک ….شرایطی را مهیا کنند جامعه معلولیت بتوانیم در رفاه و امنیت باشیم.

واقعیت امر این است که شهر ما و کشور ما برای معلولان مناسب سازی نشده است و بارها و بارها اعتراض کردیم که مشکل رفت آمد داریم-مشکل عابر بانک داریم-مشکل مترو داریم ،مشکل رفت و آمد به مکان های عمومی داریم….

زنگنه با سکوتی معنا دار ادامه می دهد از مترو نمی توانیم استفاده کنیم بعضی از ایستگاه های مترو آسانسور دارد و خیلی از ایستگاه های دیگر آسانسور وجود ندارد و همین امر محدودیت ایجاد می کند

پیاده روها و برآمدگی های و چاله های در سطح خیابان مشکلات زیادی برای ما ایجاد می کنند.حتی توی کرج و یا فردیس رفت و آمدها خیلی سخته اصلا مناسب سازی نشده و نیست.

زنگنه با اشاره به مشکلات معلولان اشاره کرد ما حتی در سطح شهر کرج اتوبوس مناسب سازی نداریم و تنها جایی که میتوانم بگویم برای معلولان ارزش قائل هستند شهرداری تهران است که برای معلولان چندین دستگاه ون مناسب سازی در نظر گرفته و در نحوۀ جابجایی آنها کمک می­کند و در حال خدمت رسانی به این قشر عزیز است. و ای کاش این امر پسندیده در جای جای ایران انجام بگیرد.واقعا کار پسندیده ای است….

از دیگر درخواست های خانم زنگنه کمک کردن مشکلات مالی معلولان بود.او می گوید هزینه های زیاد پوشینه و دارو برای بیماران خاص از مشکلات اساسی معلولان است انتظار داریم در این امر مهم حمایت شویم.

از آنجا که قبول کردیم معلول هستیم و با این قضیه کنار آمدیم ولی دیگر نمیتوانیم با محدودیت های مالی و اقتصادی این قضیه کنار بیایم یعنی غیر قابل تحمل است.

ودر آخر با چشمانی اشکبار و بغض های گرفته ای که صدای وا حسرتا را در درون خود محبوس کرده است ادامه میدهد ما یعنی من و امثال من انتظار داریم:

دولت و مسئولین به من معلول آرامش بدهند

دولت و مدیران به من معلول امنیت بدهند که اگر کسی معلول شد احساس کند مشکلات گریبان او را نمیگیردو او را  اسیر خود نمی کند.وقتی بار مشکلات ما کم شود در واقع امنیت درون ما بیشتر می شود.

از همه عزیزان درخواست می کنم هر ساله بجای برپایی جشن و شادی و یا پیام تبریک به ما معلولین، ما را به نوعی حمایت کنند که شادی درون مان دو چندان شود و ارزش این کار درجامعه معلولان خیلی خیلی بیشتر است.

 

دیدگاهتان را بنویسید